تبلیغات
  - جدایی پپ؛به موقع یا زودهنگام؟

جدایی پپ؛به موقع یا زودهنگام؟

شنبه نهم اردیبهشت 1391 16:54نویسنده : mohammad  

 

-روز 12 ژانویه 2012 یادداشتی از جاناتان ویلسون روی وب سایت روزنامه گاردین قرار گرفت. عنوان یادداشت: "آیا قانون سه سال برای بارسا اجرا میشود؟» پاراگراف نخست یادداشت به مضمون: «بِلا گاتمن مربی بزرگ مجارستانی میگفت سال سوم مربیگری در هر تیم مهلک است و اگر یک مربی بیش از این مدت در یک تیم بماند، بازیکنانش کم کم بی حوصله میشوند و تن آسا. حریفان هم شروع میکنند به طراحی ضداستراتژی های مناسب.»
 یادداشت ویلسون در میانه چهارمین سال حضور گواردیولا در بارسا، متمرکز بود روی دشواری این فصل برای پپ؛ فصلی که اکنون در روزهای پایانی اش، گواردیولا خبر از پایان کارش در نیوکمپ داده است.

 2- در یکی از روزهای پاییز 2010 زمانی که وین رونی به توانایی تیمش در ادامه دادن موفقیت ها بدبین شده بود و نمیخواست قراردادش را تمدید کند، آلکس فرگوسن به خبرنگاری که روبرویش نشسته بود، گفت: «به ندرت میتوان فراتر از سه سال، یک سیکل موفقیت را ادامه داد. تیمی که سه فصلِ خوب را پشت سر گذاشته، معمولا در فصل چهارم به مشکلات زیادی برمیخورد و افت میکند. ما فصل پیش(اشاره اش به فصل 2010-2009 است) در سال چهارم سیکل، با اینکه تبس و رونالدو را فروخته بودیم، باز هم تا روز اخر برای قهرمانی لیگ برتر جنگیدیم و فقط یک امتیاز کمتر از چلسیِ قهرمان جمع کردیم. در اروپا هم میتوانستیم به فینال برسیم که اخراج رافائل در بازی با بایرن مانع شد. رونی باید خوشبین باشد.»
پس از انتشار این گفت و گو روشن شد که چرا فرگوسن در تابستان 2009 اجازه خروج رونالدو از اولدترافورد را صادر کرده است. رونالدو سرانجام یک روز مادریدی میشد. فرگوسن در تابستان 2008 مقاومت کرد و رونالدو را در منچستر نگه داشت. سال سومِ سیکل در راه بود. یونایتد با رونالدو برای سومین بار متوالی قهرمان لیگ برتر شد و به فینال لیگ قهرمانان رسید. در سال چهارم –به گمان فرگوسن- یونایتد با رونالدو یا بی او وارد دوره افت میشد؛ وارد دوره گذار به سیکل بعدی. فرگوسن سال چهارم سیکل را مناسب برای تغییرات میداند.

3- نرسیدن بارسا به فینال لیگ قهرمانان و قهرمان نشدن در لالیگا طبیعی بود؛ «سندرمِ سالِ چهارم.» رفتنِ گواردیولا اما از دیدگاه فنی، چندان عادی نیست. سرمربی بارسا از ابتدای فصل(ابتدای سال چهارم) شروع کرد به اعمال برخی تغییرات مهم در تیمش. بوسکتس گاهی در حضور پویول و پیکه، به قلب دفاع میرفت تا نقش یک لیبروی دو کاره را بازی کند. در برخی بازیهای مهم، بارسا با سه مدافع شروع میکرد. بازی برگشت با چلسی نقطه عطف بود؛ عطف از تغییر تدریجی به رفُرم فنی. روشن شد که کادرفنی بارسا، چشم به تغییرات بزرگ دارد؛ آغاز بازی با سه مدافع و استفاده از هافبک لب خط(کوئنکا در سمت راست).
رفُرم فنی بارسا، در مسیر پیش بینی آریگو ساکی است: «روزی میرسد که در فوتبال یک خط وجود دارد، خط میانی.» در رفُرم فنی بارسا قرار است –به تدریج- همه پست ها را هافبک ها پر کنند. فابرگاس در خط حمله و گاهی جلوتر از مسی بازی میکند و ماسکرانو و بوسکتس بارها در خط دفاع. چنین تغییراتی هزینه دارد. طراح چنین تغییراتی چشم به اینده دوخته؛ فراتر از فصلی که درش قرار دارد را می بیند. عادی بود که بارسا تاوان این تغییرات را در لالیگا بدهد و ثباتش را در لیگ قهرمانان از دست بدهد. کسی که رفرم فنی را آغاز کرده، منتظر میوه دادن تغییرات در فصل یا فصول آتی است. آغازگر رفرمی که در مسیر کمال گراییِ اریگو ساکی است، در میانه پروژه تغییر گذاشت و رفت. رها کردن چنین پروژه ای عادی نیست. میتوان به این فکر کرد که گواردیولا انتظار داشته تغییراتش همین فصل جواب بدهد و از آنجا که نگاه بلندمدت نداشته، نفسِ رفرم فنی اش ساده لوحانه بوده و به عمقِ ماجرا و پیامدهای کار خودش آگاه نبوده است. این نااگاهی هم به خودش ضربه زد، هم به تیمش.

 4- از زاویه ای دیگر: گواردیولا محاسباتش نادرست نبوده، به دنبال تغییر رفته و واقع بینانه منتظر جواب دادن تغییرات در فصل آتی بوده اما در جریان سال چهارمِ زندگی با بارسا به این درک رسیده که وقت رفتن است. چه نکاتی این تصمیم را ایجاد کرد؟ مربیان در ابتدای سال سوم برایشان روشن میشود که انرژی بیشتری روی مدیریت بازیکنان باید بگذارند، طراحی تمرینات شان باید تنوع پیدا کند و باید راه های تازه ای برای تهییج دوباره بازیکنان پیدا کرد. مورینیو در ابتدای سال سوم کار در چلسی موهایش را حسابی کوتاه کرد. گفت: «میخواهم بازیکنانم باور کنند چه کار سختی داریم این فصل. خودم را برای نبردی دشوار اماده کرده ام.»
فصل 2007-2006 بود. موهای کوتاه مورینیو افاقه نکرد. یونایتد قهرمان شد. مربیان در سال چهارم متوجه میشوند که نیروی مخالف نه فقط از سوی تیم های دیگر، که در رختکن تیم خود نیز فزونی گرفته است؛ نیروی تحول خواه. مورینیو در سال چهارمِ کار در چلسی، رختکنش را آرام نمی یافت. با آبراموویچ هم مشکل پیدا کرد و از تیم رفت. امسال: شایعه اختلاف میان گواردیولا و پیکه.
در یک نظرسنجی پیش از بازی برگشت با چلسی نیز بخشی از هواداران بارسا گفته بودند به گمانشان اوضاع رختکن تیم آرام نیست.
یادمان بیاید رایکارد را. در سال 2003 وارد نیوکمپ شد، موفقیت نسبی داشت و در سال پنجم، پس از حذف از لیگ قهرمانان به دست یونایتد و از دست دادن لالیگا، جلسات تمرینی را در غیاب برخی بازیکنانش شروع میکرد؛ اختلافات شدید. سال پنجم بود و کنترل از دست سرمربی خارج شده بود. رایکارد رفت و گواردیولا آمد. در هرگونه همزیستی، پتانسیل خشونت طرفین با گذشت زمان، افزایش می یابد. در همزیستی مربی-بازیکنان، حال و هوای رختکنِ سال سوم و چهارم، متفاوت است با رختکن سال اول. هرچه پتانسیل خشونت بالاتر برود، دو طرف لزوم تغییر را بیشتر احساس میکنند. جنوبی ها زودتر از هم خسته میشوند. در سرمای انگلیس و المان، قدرت بهتر از تکنیک رشد میکند. جان سخت های شمالی با هم بهتر کنار می آیند در درازمدت، تا جنوبی ها که آفتاب دارند و گرایش به تکنیک. آمار هم همین را می گوید: «متوسط عمر کاری سرمربی لیگ برتر انگلیس در یک تیم حدود 24 ماه و در لالیگا 13 ماه.»

 


چهار سال در لالیگا، کشدارتر، سنگین تر از چهار سال در لیگ برتر انگلیس است. تاریخ مربیان بارسا چه میگوید:«یوهان کرویف از 1988 تا 1996. پس از او بارسا تنها با رایکارد توانست 5 سال زندگی کند با آن مصیبت های سال آخر. پیش از کرویف؛ رینوس میشل به چهار سال رسید، از 1971 تا 1975. از 1950 تا 1954 فردیناند دوزیک چک تبار. پیش تر: پاتریک اوکونل ایرلندی از 1935 تا 1940. از 1917 تا 1924 هم جک گرینیول انگلیسی.»
اگر بارسای تمام دوران را مبنا قرار دهیم، گواردیولا از نظر مدت سرمربیگری نفر پنجم است. از دهه 70 به این سو نفر سوم. اگر بارسای پس از کرویف را مبنا قرار دهیم، گواردیولا پس از رایکارد قرار میگیرد. شاید در رفتن عجله نکرده باشد. رایکارد زمانی که چمدانش را می بست، همه در نیوکمپ خوشحال بودند. گواردیولا به درخواست تمدید قراردادش پاسخ منفی داده و بسیاری را غمگین کرده است. او سالها با بارسا زندگی کرده است. مباحث فنی را سبک سنگین کرده، روحیه تیمی بارسا، کشش زمانی تیمش برای همزیستی با یک مربی را سنجیده، تغییر برق چشم ها، میزان توجه بازیکنان در رختکن به سرمربی شان را دیده، حس کرده، با خودش کلنجار رفته، زور ورِ خوشبینش نرسیده به تصاویرِ بدی که از فصل آتی در ذهنش شکل گرفته؛ تصمیم به پایان همکاری گرفته است. شاید به سال پنجم رایکارد هم فکر کرده باشد.

 5-انگاره انتقادی در شماره 3(زود رفت) یا انگاره شماره 4(به موقع رفت)؟ دومی استناد به تاریخ و آمار دارد و اولی استوار است بر گمانه و شناخت از گواردیولا که هنوز کامل نشده است. میزان توانایی او هنوز شناخته شده نیست. بسیاری منتظرند ببینند گواردیولا با تیمی که ژابی و اینیستا و مسی ندارد، چه فوتبالی بازی میکند. او چهار سال سرمربی تیمی بود که به ندرت عقب می افتاد.

 6- رفُرم فنی نیمه کاره رها خواهد شد یا ادامه خواهد یافت؟ ویلانووا پروژه رسیدن به مطلوبِ آریگو ساکی را ادامه خواهد داد؟


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر